فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )

13

چهارده رساله ( فارسى )

آن سطح بالائين بود همه تحت باشد و تحت ناقص بود پس اگر ذات بارى تعالى تحت بود ناقص بود تعالى اللّه عن ذلك . اما قسم سيم و آن آنست كه گويند ذات بارى تعالى در جهت فوق نامتناهى است و اين هم محال است زيرا كه بر اين تقدير هر جزء كه در ذات بارى فرض كرده شود بالاى او جزئى ديگر يافته شود و چون چنين باشد هيچ جزو از اجزاء ذات او فوق مطلق نباشد بلكه همه تحت باشد و تحت بودن صفت نقصان است پس جملهء اجزاء ذات بارى تعالى ناقص باشد تعالى اللّه عن هذه الاباطيل و المحالات علوا كبيرا پس معلوم شد كه خداى منزّه است از آنكه در مكان و جهت باشد و باللّه التوفيق . « 1 » [ بيان شبهات و جواب آنها ] اما شبهات خصم از وجوه است . شبهت نخستين آنست كه ذات بارى تعالى قائم است بنفس و اجسام عالم قائم بنفس و هر دو موجود قائم بنفس كه فرض افتد يا متّصل باشند يا منفصل و جز از اين دو وجه معقول نبود پس معلوم شد كه ذات بارى تعالى يا متّصل بود بعالم يا منفصل بود از عالم . شبهت دوم آنست كه اتفاق است ميان ايشان و اهل سنت كه بارى تعالى ديدنى است و هر چه را ببينند هرآينه در جهت باشد . شبهت سيم كه باتفاق جوهر در مكان و جهت است و در مكان بودن او از براى آنست كه او قائم بنفس است و اللّه تعالى قائم بنفس است پس بايد كه در مكان و جهت باشد .

--> ( 1 ) - چنان كه در قرآن شريف آياتى است كه ظواهر آن دلالت بر اثبات اعضا و جوارح دارد ولى از آنجا كه دلايل قطعيّه و يقينيه داريم جسم بودن خدا را محال ميدانيم كراميّه آياتى در قرآن ديده‌اند و اخبارى بنقل آورده‌اند و به اين آيات و راويات اثبات مكان و جهت كرده‌اند مثلا دليل مركب از عقلى و نقلى آنها داستان معراج است ثم دنى فتدلى فكان قاب قوسين او ادنى و ازين دنو جهت فهميده‌اند و عجب‌تر آنكه بگفتهء فرعون استناد جسته‌اند آنجا كه ميگويد يا هامان ابن لى صرحا لعلى ابلغ الاسباب اسباب السموات فاطلع الى إله موسى در صورتى كه اين قدر بايد بدانند كه اين ظواهر آيات و روايات در مقابل آيات بينات و دلايل مسلمات احتمالى بيش نيست و دليل احتمالى در برابر برهان عقلى ناچيز است بىشك اين آيات بر ظواهر مقصور نيست و ظاهر مقصود نبود .